دختر سبز سکسی

این چند هفته ای که نبودم بیشتر با این دختر سبز میگذروندم… از اینهایی بود که فکر میکرد باید منو هم سبزی کنه


این دختره هی دوست پسرشو قال میذاشت….بیاد با من حال کنه……فقط بگم این دختره مثل یه جنده حرفه ای سکس میکرد….میخورد و …… برام عجیب بود ببینم دختره تو این سن و سال اینطور عطش و ولع برای کیر داره……..دمش گرم خیلی بهم حال داد…..

اما دهن دوست پسرش گاییده شد….هر وقت میومد پیش من کلی داستان سرهم میکرد تحویل دوست پسرش میداد….دلم برای بدبخت سوخت ….. بالخص دو بار وقتی داشتم میکردمش …. موبایلش زنگ خورد … دختره گوشی رو برداشت  و گفت دوست پسرشه …. به من گفت صدات در نیاد آروم بکن …. تو همون حال به دوست پسرش میگفت حال نداره یا اینکه الان دستش بنده … بعدا بهش زنگ میزنه……

ازش پرسیدم برنامه ات چیه با این دوست پسرت….گفت میخوام باهاش ازدواج کنم…..گفتم خب زیاد سرکارش نذار….با ناز و عشوه خرکی گفت ….آخه دلم میخواد با تو هم باشم. اون چیزی که تو به من میدی اون نمیده …. اینو که گفت …. یه یکساعتی جلو و عقبش رو حسابی کردم براش ….. قانعش کردم بره با دوست پسرش ازدواج کنه …. هر وقت دلش خواست من هستم میتونه بیاد به من سر بزنه

بعد حسابی منو خورد و گفت دیگه این هفته نمیتونم بیام تو هم یکمی زجر بکش …. هه هه هه

نوشته‌شده در Uncategorized | برچسب‌خورده با , , , , | بیان دیدگاه

یک جفت خواهر دوقلو

به یه جفت خواهر دوقلو با این مشخصات نیازمندیم:

Khahar dogholoo

اونهایی که ایمیل میزنند یادتون باشه که باید حداقل تو همین حد باشین….کمتر از این قبول نمی کنم ها… التماس نکنین ها!

تو این چند وقته مشغول بودیم که سر وقت میام و مینویسم که با کی بودم و چیکار میکردم. با یکی بودم خیلی توپ….بعضی وقتها دلم می خواست یه خواهر دوقلویی چیزی داشت که میتونستم با دوتاشون با هم باشم….ای خدا این دعای ما رو هم مستجاب کن….قربونت برم الهی

 

نوشته‌شده در Uncategorized | بیان دیدگاه

زن سنتی ایرانی در حال خوردن…

یکی از بچه شیطون ها از خارجه با خودش چند تا دی وی دی آورده بود………….پر از عکس ها و فیلم های خوب…….این عکس زن سنتی ایرانی خیلی باحاله در حال خوردن….اهم اهم…. خیلی عجیب بود وسط اینهمه عکس خارجی………یک دفعه یکجوری بهم برخورد…….شما هم ببینین و بنویسین ببینیم نظرتون چی هست..شاید ما بخاطر ماه رمضان یکمی تا قسمتی جوگیر شدیم!

نوشته‌شده در Uncategorized | ۱ دیدگاه

دختر بلند کردن با ماشین

والله نمی دونم کرایه ها بالا رفته اینطوری شده یا اینکه دخترها خیلی بیشتر دلشون میخواد…ما تو مسیرمون که میایم و میریم…یه نگاهایی به ما می کنن این دخترها…از تو خیابون می خواهن بخورن تو رو….اصلا میدونی چیه؟ دخترها هستن که ما رو بلند می کنن :) ما تو مسیرمون اگه کسی همرامون نباشه…..بعضی وقتها…اگه خانم خوشگلی ببینم سوارش می کنم……جنده رسمی سوار نمی کنم ها……کسایی رو سوار می کنم که بهرحال اهل حال هستن و دوست دارن دوست باشن..میدونین چی میگم دیگه….

آقا ما دو روزه پیش یکی رو سوار کردیم که بدجوری با مخ ما بازی کرد…یعنی مخ ما رو پیاده کرد….حالا هم موندیم تو خماریش….اونروز تلفنشو گرفتم و باهم فرداش صحبت کردیم اما دیروز تلفنش خاموش بود….بدجوری خمارش هستم ها…. فقط می خوام یکبار ببرمش خونه یه صفایی بهش بدم

این زنه یه چیزیه تو مایه های این عکس….آرایشش زیاد بود اما خوش قیافه و خوش اندامه….فقط دعا کنید امروز زنگ بزنه یا این هفته بیارمش خونه

 

نوشته‌شده در Uncategorized | برچسب‌خورده با | 7 دیدگاه

فقط 6 ماهه که عروسی کرده

باهاش عکس هم گرفتم …. اما یه ذره از عکسشو میذارم که خودتون شاهد باشین که چه چیز محشریه

باورم نمیشد که همش 6 ماهه که عروسی کرده….که حالا پیش منه! خیلی چیزها دیدم ها..اما این یکی دیگه آخرش بود….این زنه 30 ساله که تازه 6 ماه ازدواج کرده باشه و بیان اینطور بده را دیگه ندیده بودم…..بعد از یکسال، دو سال دیده بودم….اما 6 ماه دیگه نوبرشه والله!

خانم ت چند روز عصری اومد پیشم و واقعا حال کردم و بهش هم حسابی حال دادم………بعدش ازش پرسیدم که چرا اینکارو میکنه؟ مگه خونه مشکلی داره؟….خانم ت گفت که با شوهرش نمیسازه…..بهش گفتم اشکال نداره مردیکه ارزش تو رو نمی فهمه…. این گفتم بهش که بیشتر بیاد پیشم اما نمی خوام وبال گردنم بشه……بعدش پیش خودم گفتم این شوهر بدبختش که منهم می شناسمش…هیچ خبر نداره که زنش لنگاش رو میده بالا…..به این خیال که داره انتقام میگیره…..برای من خوبه…..اما…..ولش کن من بهتره تا خانم ت داره از شوهرش انتقام می گیره….من باهاش باشم…….بعدا خدا کریمه حتما مشکلی براشون پیش نمیاد…

نوشته‌شده در Uncategorized | بیان دیدگاه

دستم کردم لای پاهاش

 

خانمه دیروز اومده بود محل کارم…..اولش نشناختم تا اینکه گفت تو فلان کلاس با هم بودیم….چهره اش خیلی فرق کرده بود……خوشگل تر شده بود یا اینکه من خوشگل می دیدمش….نمی دونم….بهش گفتم می خواستم بیشتر بشناسمش تو کلاس اما انگار شانس نداشتم……گفت که ازدواج کرده با یکی از بچه ها…. پسره رو میشناسم اما خب با پسره  کاری ندارم …. با این خانم خوشگله کار دارم…..گفتم خب دیگه بهتر از این نمیشه….نگاه شیطنت آمیزی از زیر چشم کرد

چند دقیقه ای از این بحث نگذشته بود که پام به پاش خود و بازهم اون نگاه شیطنت آمیزش……دستم و گذاشتم رو پاش و آروزم باهاش بازی کردم…..بدبختانه محل کارم خیلی شلوغ بود و نمیشد کاری کرد وگرنه همونجا ترتیبش میدادم….هر چی من تو این فکر بودم اون تنش رو به من نزدیک تر میکرد و پاهاش بازتر….یک لحظه به بهانه اینکه خودکار از زمین بردارم….رفتم زیر میز و دستم و تا آخر رو کسش فشار دادم…..پاهاش قفل کرد روی دستم….فوق العاد حشری بود….چند بار اینکار و کردم…..خودم هم راست کرده بودم….بلند شدم رفتم سمتش….آروم بهش گفتم….محکم فشارش بده…..با دستش یه فشاری داد که دیونم کرد…..

دیگه نمی تونستم کار کنم….گفتم بلند شو بریم تا پایین باهات باشم……..میخواستم از فرصتی که تو آسانسور ممکنه پیش بیا استفاده کنم…….شانسی آسانسور خالی بود….انگار ملت مشغول چپوندن ناهار بودن…..در آسانسور که بسته شد….آنچنان در آغوشش گرفتم و بوسیدمش…….که نمی تونستم خودمو کنترل کنم…..اونهم همینطور لبام رو داشت می خورد و تنشو رو تنم فشار می داد…….

بزور خودمونو جمع و جور کردیم قبل از اینکه در آسانسور باز بشه……قرار شد که فردا ببینمش اما نه اینجا ….میاد خونه ….  می خوام حسابی بهش حال بدهم… با اون نگاهی که به من میکرد….غلط نکنم باید چیزهایی شنیده باشه….من با چند تا از دخترهای اون ترم با هم بودیم …حالا ببینم فردا چی میشه…میام مینویسم بعدا

دعا کنید شوهرش پیداش نشه که بدبخت میشیم

نوشته‌شده در Uncategorized | 3 دیدگاه

عکس خانم س دختری که با هم بودیم….

عکس های زیادی از خانم س گرفتم اما جز اینیکی که یکمی پاره و پوره شده نمی تونم بذارمشون اینجا….باید بقیش رو بخونین تا بدونید چرا

جونم براتون بگه که خانم س دوست پسر داشت…….ما با اینها در طی جریانی و یه جایی آشنا شدیم ….. نمی نویسم کجا و چطور….چون بازهم آدم ها رو اینجاها می بینم خب……همون لحظه اول دیدم که خانم س خط میده….یه لحظه که دوست پسره کنارش نبود….کشوندمش یه گوشه، حسابی در آغوش گرفتمشو……که آنروز شماره موبایل باهم رد و بدل کردیم…. این جریان یه شب پنشنبه اتفاق افتاد……اول هفته بعد روز شنبه قبل ظهر خانم س زنگ زد گفت باید ببینمت……..دلم می خواست لباساش رو از پشت تلفن پاره کنم…. قرار گذاشتیم ساعت 4….رفتم برش داشتم و آوردم خونه…..اما اصلا نمی تونستم صبر کنم….می خواستم تمام تنش رو ببینم…. رفتیم تو آپارتمان بدون هیچ صحبتی همدیگرو داشتیم می خوردیم……لباساشو درآوردم و ما 2 ساعت باهم بودیم…نه من …نه اون …. اصلا نفهمیدیم چطوری 2 ساعت گذشت ….. زیاد نمی تونست بمونه…..باید سریع میرسوندمش خونه …. آخه دوست پسرش می خواست ببرتش جایی…… روز بعدش بهم زنگ زد و گفت…… تمام شب شورتش خیس بوده و همش میترسیده از اینکه تو خواب جیغ بکشه و اسم منو ببره …….. بعد گفت که احساس میکنه توی کسش زخم شده…..اما گفت دلش میخواد بازم منو ببینه….فقط یکم یواش تر بکنمش…….قرار گذاشتیم برای سه شنبه ….تا همین اواخر که بعضی وقت ها رو باهم می گذروندیم…..  ازش پرسیدم که دوست پسرت که تحصیل کرده است و شغل خوبی هم داره و ظاهرا مرتب و منظمه….چرا میاد پیشه من؟ گفت من دیونه تو هستم چون تو خیلی عالی با من سکس می کنی که هیچ وقت همچین چیزی رو تجربه نکرده بودم. گفتم بخاطر سکس منو میخوای؟..گفت آره دیوونه…خوشحال شدم که نگفت عاشقتم و می خواهم شوهرم باشی ….هاهاها

این اواخر احساس کردم که دوست پسرش بو برده که من ترتیب دوست دخترش می دم…..بدبخت روش نمیشه که بیاد بپرسه که…هی فلانی…تو دوست دختر ما رو می کنی؟!….وضعیت خوبی نیست …. جدا بهش حق میدم…. بخاطر همین به خانم س گفتم یه مدت همو نبینیم تا اوضاع آروم شه….گفت شاید تو همین مدت کارمون درست شد و ما هم ازدواج کردیم و رفتیم ….. چون خانم س و دوست پسرش اقدام کردن دارن میرن خارجه ….. گفت اما فعلا که هستم هر وقت که تونستم جیم بشم میام می بینمت تو رو نمی خوام از دست بدم…..

فقط اینروزها دارم دعا می کنم که اینروزها دردسری پیش نیاد که حسابی گرفتار می شیم..

 

نوشته‌شده در Uncategorized | 4 دیدگاه

زنهای خوشگل ژاپنی علت زلزله های ژاپن

یکی از این آیت الله های مسجد محله مون اینو گفته……بچه ها هم اومدن به ما گفتن…..حالا این عکسای زنهای ژاپنی رو ببینین و کیف کنین که خدا همچین موجوداتی را آفریده که ما ها لذت ببریم…..

اینهم از اون دختر مظلوم هاست که تو خیابون ببینی میگی…..عجب دختر نجیبیه!…..نمی دونی جنده ایی که روحت هم خبر نداره….

اصلا آدم که این عکسها رو که میبینه…….دلش میخواد که از این دهات بره بیرون و با زنهای ژاپنی حال کنه…..فعلا که کلی زن ایرانی هست که هنوز با همشون حال نکردم هنوز……بعد میرم ژاپن……..

نوشته‌شده در Uncategorized | بیان دیدگاه

دختر خیلی خوشگل

آقا ما یه مدتی بود تو مسیرمون یه دختر خیلی خیلی خوشگل رو میدیدیم….نمی شد بریم جلو…یعنی یا تو ماشین بودیم یا کسی باهامون بود…..یا اون تنها نبود….اساسا وضعیت درست و درمون نبود دیگه…..چند بار شد که تمام مسیر پیاده رفتم که شاید….تو مسیرم سبز بشه یا نه………تا اینکه دو هفته پیش گیرش آوردم….همه چیز عالی بود……من بودم……اون بود……هردومون هم تنها بودیم…….رفتم چلو و با کمال وقاحت…. هاهاهاهاهاهاهاها…… شماره تلفنوش رو گرفتم…..و قرار شد که ببینمش…….چون داستان طولانی میشه حاشیه رو حذف می کنم…….اونقدر بهتون بگم که یه هفته ای هست که هر روز میارمش خونه و حسابی حال می کنیم…….یه چیزیه این دختر…اصلا لنگه نداره…….تازه هم 23 سالش شده……حسابی بهش هدیه تولد دادم……هاهاهاها

بهش گفتم یک وبلاگ فکستنی دارم…….گفت که هیچی در موردش ننویسم ….قسمم داد که عکسشو نذارم……وگرنه خودتون می دیدید که چه جیگریه این……این عکس ببینین………….یه چیزی مثل این عکس پایین………….اما خیلی خیلی بهتر…….یه چیزیه این دختر……..حلا خوشگلیش یه طرف…….جیگریش یه طرف………

نوشته‌شده در Uncategorized | ۱ دیدگاه

دختر کون خوشگله

آقا جون چند روز پیش از باشگاه انقلاب میومدیم که دیدم چند تا دختر با هم قدم میزدن……آقا یکی از اینها یک کونی داشت که با شلوار کوتاش و مانتوی کوتاه ترش….یه چیزی ساخته بود که بیا و ببین……ملت رو هم روانی کرده بود………ملت داشتن خودکشی می کردن از بس که بوق میزدن…….وضعی بودها که بیا و ببین……..حالا مردها یه طرف…..زنها هم نگاه می کردن و یه نیش خنده ای میزدن……..میگم خیلی کون خوشگل بود….خیلی…….میشد حدس زد که زیر اون مانتو و شلوار چه اندام توپی هست که منتظر کوبیده شدنه…….ها ها ها ها ………….ده برابر خوشگل تر از این عکس

آقا جون اصلا دختری که کون خوشگل نداشته باشه….اصلا به درک هم نمی ارزه…….جدی میگم….دیدین بعضی از این دخترها اصلا کون ندارن! آخه بدون کون خوشگل و خوش فرم زندگی چه معنی داره! حالا فکر نکنین ما فکر بد داریم یا هوس کردیم از پشت کاری کنیم…نه والله…نه بلا……بابا جون حرفم اینکه یک دختر بدون کون خوشگل…..اصلا فایده نداره…..وسلام

نوشته‌شده در Uncategorized | ۱ دیدگاه